تبليغاتX
واین منم...





















واین منم...

کسی مرا نساخت، خدا ساخت.

با یادت

 

به یاد محدثه و فاطمه، تقدیم به زهرا،لیلا و زهرا

 

 

خدا گفت: زمین سردش است. چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟

لیلی گفت: من.

خدا شعله ای به او داد. لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت.

سینه اش آتش گرفت. خدا لبخند زد. لیلی هم.

خدا گفت شعله را خرج کن زمینم را به آتش بکش .

لیلی خودش را به آتش کشید. خدا سوختنش را تماشا می­کرد.

لیلی گر می گرفت. خدا حظ می کرد.

لیلی می­ترسید. می­ترسید آتش اش تمام شود. لیلی چیزی از خدا خواست. خدا اجابت کرد.

مجنون سر رسید. مجنون هیزم ­آتش لیلی شد.

آتش زبانه کشید. آتش ماند. زمین خدا گرم شد.

خدا گفت اگر لیلی نبود، زمین من همیشه سردش بود.

 

+نوشته شده در جمعه 27 مهر1386ساعت10:1 بعد از ظهرتوسط فاطمه | |

به نام خدا

جماعت من دیگه حوصله ندارم... .

شب قدر توبه کردم. دیگه برام معنی نداره. باید یاد گرفت برای هر چیزی به اندازه ای که ارزش داره، فکر و انرژی گذاشت.

حدودا صد روز تا کنکور مونده. وقتی به انبوه کتاب هایی که همشون منتظر هستند فکر می کنم ،مخم سوت می کشه. از یک طرف شوق خوندن بعضی هاش و از طرف دیگه نگرانی از فراموشی مطالب با این حافظه ی قوی من و از طرف دیگه فرصت کم، اون چیزیه که این چند وقته من رو به خودش درگیر کرده.

حالا دیگه فقط صد روز مونده و احتمالا تصمیمی که گرفتم مبنی بر این که تا بعد از کنکور به کلاس زبان فرانسوی نرم ،تصمیم درستیه. فعلا که این جور به نظر می رسه.

حالا دیگه فقط صد روز مونده و من دارم می بینم که این روزا داره مثل باد می گذره.

حالا دیگه فقط صد روز مونده و من اصلا حالم خوب نیست. خدا کنه توی این صد روز نه من و نه هیچ کنکوری دیگه حالش بد نباشه و مریض نشه.

حالا دیگه فقط صد روز مونده و من خیلی نیاز به دعا دارم.

...........................................................................

 

خدایا به امید تو

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 23 مهر1386ساعت7:34 بعد از ظهرتوسط فاطمه | |

به نام خدا

بیست و چهار سال پیش مثل یه همچین شبی، نیمه شب، نمی دونم چرا، به دنیا اومدم. همیشه از اولای مهر منتظر دوازدهم هستم. این روز رو دوست دارم، نمی دونم بقیه ی آداما چقدر روز تولدشون رو دوست دارند؟.

برای این سال جدید که فکر کنم امشب از موقعی  که برای خوردن سحری بیدار می شیم ،شروع می شه،چند تا برنامه دارم که همشون خیلی مهمند،خیلی.الان تقریبا مثل همیشه به سرانجام این برنامه ها امیدوارم ،ان شاءالله خدا کمک کنه که سال دیگه 12 مهر نتیجه ی خوب برنامه هامو ببینم.

 الهی به امید تو

+نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر1386ساعت1:6 قبل از ظهرتوسط فاطمه | |

زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست

گر بر افروزیش رقص شعله اش بر هر کران پیداست

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.

 

+نوشته شده در چهارشنبه 4 مهر1386ساعت9:59 بعد از ظهرتوسط فاطمه | |