تبليغاتX
واین منم...





















واین منم...

کسی مرا نساخت، خدا ساخت.

هو الاول و الآخر

دلم می خواد بنویسم اما قبلا به این نتیجه رسیدم که آدم نباید از دلخوری ها و چیزای ناخوشایند بنویسه تا بعدا که می یاد  سراغ مطالب خودش، دلگیر نشه. پس امشب هم نباید بنویسم.

 دکتر ظریفیان؛من هیچ وقت اونقدر بزرگ نبودم که بتونم خسته بودم رو پنهان کنم، درود بر تو.اما من می گم که دوست دارم که این روزا زود بگذره، حتی اگر قشنگ نباشه.

روزگاران و کتابخوانی تموم شد. ان شاء الله پنج شنبه ی هفته­ی بعد هم شورای مرکزیت ما هم تموم می شه و من یه نفس راحت می کشم.خدا کنه که پنج شنبه زود برسه.

توی این یه سالی که واقعا درگیر نسیم اندیشه بودم این دو تا برنامه(روزگاران و کتابخوانی) رو بیشتر از هر برنامه ی دیگه ی انجمن دوست داشتم. وقتی از خیلی چیزا خسته شده بودم این دو تا برنامه خستگی رو از تنم بیرون می کرد، هرچند دوست داشتم کتابخوانی یه جور دیگه تموم شه و توی آخرین جلسه ی روزگاران هم حضور داشته باشم.

·        من از فردا می رم سراغ کتابای ارشد و اگر چه سخته اما قشنگه و بعد از این پنج ماه، اگر زنده بودم خوشحال خواهم بود.اما یادم گفتم من دیگه برای کنکور نمی خونم، من فقط برای خودم می خونم.

·        امسال هم مثل سال قبل نمی تونم برای کنکو، برم سراغ زبان انگلیسی، اما حالا دیگه واقعا برای زبان فرانسوی وقت می ذارم. من به احترام نوشته ی خودم حتما این کار رو می کنم.

                                                                                Bon chance       

+نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت10:33 بعد از ظهرتوسط فاطمه | |