|
به نام خدا چقدر امشب شب قشگیه.شب یلدا و روز نوروز رو خیلی دوست دارم.بابا با چه شوق و ذوقی داشت ماجراای شب یلداهای بچگی خودش رو تعریف می کرد.چقدر شب یلداهای خوابگاه با سمیه، اعظم ،مریم ها، نسرین، فاطمه ها و محدثه قشنگ بود. امشب می خوایم بریم خونه حسین آقا.عجب رسومی،جالبه واقعا.
هو القریب.هو القریب؟.هوالقریب.
یه موقع هایی می شه یه دفعه بدون این که دلیل خاصی داشته باشی و البته که دلیل داری و البته که نمی تونی به دیگران بگی و البته که دلایلت خیلی کوچیکه و قانع کننده نیست شبیه می شی به یه بادکنک که دست بر قضا یه خرده شیشه،واقعا یه خرده حتی از خرده کمتر می زنه و داغون می کنه و می ره برای خودش ،بدون این که بفهمه چی شد و تو خالی می شی. بعد خالی خالی می شی و بعد می افتی بی نا،نمی تونی هیچ کاری بکنی.معمولا داستان اینجا ختم می شه که یکی که دوستش داری رو می بینی یا باهات حرف می زنه و یا نه مرور زمانه که همه چیز رو درست می کنه.اون عجیب معجزه گریه. اون موقع ها یادت می یاد که فقط یکی رو داری اما گه گاهی نه بی دلیل و البته با دلیل روت نمی شه باهاش حرف بزنی.یعنی خجالت می کشی.ولی آخرش شاید خودش می خواد نمی دونم یه نگاه می اندازی بالا .این جور موقع هاست که می گی کاش این جوری نبود و الان مجبور نبودم ... . خیلی وقته که باهات حرف نزدم.درست حرف نزدم شاید از روز همایش تا حالا.کاش بی دلیل اومده بودم سراغت اون موقع کمتر خجالت می کشیدم.می دونم که مهربونی اما گه گاهی یاد در دیزی می افتم هر چند می دونم که نباید بیفتم اما تو رو به خدا بهم حق بده ،حتی اگر حق نداشته باشم.باید ازت بخوام اما با وجود این که می دونم می دونی اما این بار ازت نمی خوام.نمک آش.نه نمی تونم من به جز تو هیچ کسی را ندارم.خدایا دلم گرفته.خدایا نمی تونم ... به اون دلایلی که بهتر ازمن می دونی. گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه سر بده آواز هق هق خالی کن دلی که تنگه گریه کن گریه قشنگه. می دونم ای کاش من خاک بودم یعنی چی.کاش من خاک بودم.منظور خاکه خواهشا فکر نکنید خاکی.
به نام خدا
چاره ای نداشتم،مجبور شدم قسم بخورم، خنده داره نه؟خنده دار که برای درس خوندن مجبور بشی قسم بخوری نه؟آخه زهرا هم اینجا وایستاده آدم نمی تونه چیزایی رو که می خواد بنویسه؟ دلم گرفت.مثل این که سرنوشت اینجوری رقم زد برای من.نمی دونم شاید هم همیشه تقصیر خودمه.نمی دونم.حسرت به دلم موند.اگر امیدی که به خدا داشتم نبود نمی دونم الان کجا بودم.نمی دونم زمان انتظار چی رو می کشه. باید منتظر بمونیم مثل زمان تا ببینیم من تا کجا طاقت می آرم سرکوب کردن ها را؟آره باید منتظر بمونم ببینم تا کی باید سر کوب کنم اون همه ... .یعنی آخر آخرش من امتحانم رو خوب پس دادم؟ یا مردودم؟نمی دونم.چند بار دیگه؟یعنی چند بار دیگه؟نمی دونم. کاشکی دنیا واسه یک بار، واسه یک بار، مال من بود!نه من نمی خوام یک بار دنیا مال من باشه.آخرش راضی می شیم چون چاره ای جز رضایت نداریم.دلم یه جوریه.یاد اون روزی می افتم که تولد امام رضا بود توی اتوبوس قم، تهران.کاش اون جوری نشه.یاد شکیبا می افتم و از صمیم لب از خدا می خوام که اون اتفاق هرگز نه برای من، نه فهیم، نه زهرا و نه نیر، نیفته.یاد صدف -- و یاد مریم و همسرش و یاد «ک» و یادم«د»می افتم و می ترسم ویک بار دیگر یاد همه ی آنچه برای من اتفاق افتاد می افتم و بعد از درون دلم با صدای بلند می گویم خدایا خدایا با وجود همه اون چیزی که می دانی و خدای با رو سیاهی هایم چاره ای ندارم جز تو .پناه بر تو.الهی و ربی من لی غیرک؟.
فکر می کنم که آخر به این نتیجه رسیدم که بهترین راه اینه که بیرون کود بایستی و فقط غر بزنی و بعد بگی من منتقدم.اونوقت خیلی ها فکر می کنم که تو آدم درست و حسابی هستی.اونوقت کافیه کاندیدا ی یه جایی بشی اونوقت حتما رای می آری. توی این مدت یاد گرفتم یه جاهایی باید مستبد بود مثل ناپلئون سوم(بناپارت).یاد گرفتم وقتی مسولیتی داری باید مهربون باشی اما شوخی نکنی و زیاد نخندی مثل زهرا حسنی و البته به قول معروف باید پوستت کلفت باشه.بعد از این که خیلی زحمت کشیدی و همه چیز خوب پیش رفت و دوره مسئولیتت تمام شد کسانی هستند که انتقاد می کنن و دیگران به آنها حق می دهند از آنها نترس.یاد گرفتم به اون گروهی که خودشون هیچی نیستند اما فقط به قول خودشون انتقاد می کنن اهمیت ندهم. یه جاهایی باید صداتو بالا ببری و الا ملت فکر می کنن هر کاری می تونن بکنن می تونن هر کاری بکنن و نهیتا با یه عذر خواهی همه چیز رو تمام کنن.آسیه عباسی گفت تو خوبی اما تنها عیبت اینه که خیلی خوبی،شاید شوخی کرد اما من به حرفش ایمان دارم ،چند ساله که دیگه دارم تلاش می کنم اونقدر خوب نباشم که از اون خوب بودن دیگه اصلا خوشم نمی یاد و الان اینجا هستم که هستم. می تونی امروز با یکی دوست باشی اما فردا دشمن مثل قوام مثل بیسمارک.می تونی نگران نباشی از این که امروز سر فلانی داد زدی چون فردا ممکنه نزدیک ترین کست باشه اگر لازم باشه و البته نزدیک ترین کس تنها یک شوخیه چون هیچ کسی نزدیکترین نیست.به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا تر.فهمیدم که باید بفهمم توی دنیا چه خبره .پس باید کنکور قبول بشم و این رو قبلا یاد گرفتم و فهمیدم که تا خدا نخواد هیچ اتفاقی نمی افته اما برای این که بگم خدایا من می خوام قبول شم تلاش می کنم..یه چیز دیگه یاد گرفتم و اون هم اینه که به هیچ چیز و هیچ چیز دل نبندم و یاد گرفتم که خوب بودن مسلمان واقعی بودن نان حلال خوردن و به دیگران دادن و با خدا بودن موقعی که قدم به کار سیاست می گذاری خیلی سخت است. یا علی
به نام خدا هنوز خیلی وقت از اون موقعی که بچه درسخوان نسیم اندیشه وقت کرده بود یه سر به وبش بزنه و چند بار آپش کنه نگذشته بود.چقدر سخت بود مواجه شدن با حذف نمکزار بعد از حرکتش به سمت اوج. امروز بعد از اون تماس تلفنی من دوباره از خدا خواستم یه فکری به حال زندان ذهنم بکنه.من واقعا نیاز دارم به چند چیز از جمله دانایی/نترسیدن/اراده قوی /آرامش/صبر/از همه مهمتر خدا. خدایا همشو می خوام.
به نام خدا همین امروز بود که رفته بودم سراغ آرشیو وبلاگم و اولین صفحه وبلاگم رو می دیدم داشتم برای خواهرام می گفتم که چی شد این اولین مطلب رو نوشتم. ای بابا دنیا رو می بینی مردم دوست درن ما هم دوست داریم باشه خانم یادم هست جزوه ی سامانی دیلمی غزنوی رو اگر داشتم و اومدم تهران برات می یارم. شوخی می کنم دلم برای تو و اون موقع ایی که زبان فرانسوی یادت می دادم تنگ شده. یه جک:یه بچه می خواسته بره مدرسه ،شلوارش رو بر عکس می پوشه مادرش بهش می گه الهی دورت بگردم وقتی می ری هم انگار داری میای.
یاد اکرم هادیان به خیر.واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارم نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم. نمی دونم چرا یاد اکرم افتادم ،آخه می خواستم بگم: توی راه عاشقی فرصت تردیدی نسیت می دونی تو قلب من نقطه تزویری نیست نیست؟ گریه ی شبانه رو جز تو که تسکینی نیست نیست؟ مثل این شکسته دل هیچ دل غمگینی نیست نیست؟ شاید خدا امتحان تو باشه!؟نمی دونم.چهار تا چشم به یه چشم.یه دفعه یکی از این چهار تا به یکی دیگه که پنجمیه گره می خوره و شاید چشم سوم که از همه نگاه ها خبر داره متوجه این گره می شود.تکلیف اون چشم چیه؟
|
About
و من مسافرم ای باد های همواره Archives88/09/01 - 88/09/3088/08/01 - 88/08/30 88/07/01 - 88/07/30 88/04/01 - 88/04/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 85/05/01 - 85/05/31 85/04/01 - 85/04/31 85/03/01 - 85/03/31 85/02/01 - 85/02/31 85/01/01 - 85/01/31 84/12/01 - 84/12/29 Links
طیبه |