|
آخرش متوجه نشدم چی شد.یه عالمه امروز با خودم کلنجار رفتم این روح بیچاره ی خودم رو که بنده خدا گیر من افتاده رو اذیت کردم آخرش هم نمی دونم چی شد. امیدوارم یه روزی از این سرگردانی نجات پیدا کنم. حالا خسته ام از این کویر؟واقعا خسته ام؟دیگه حتی این رو هم نمی دونم. از این هبوط بی دلیل؟واقعا بی دلیله؟هنوز این رو هم نمی دونم.اما فکر نمی کنم بی دلیل باشه. اما می دونم که تو باید دست خسته مرا بگیری.حالا من یه چیز رو می دونم تو چی ؟حالا کمکم می کنی؟ این گل برای آشتیه. به من فرصت بده باز از سر نو به تو برگردم و یار تو باشم.دچار تو ،گرفتار تو باشم.
به کرم سبز بیندیش ، بیش تر زندگی اش را روی زمین می گذراند . به
پرندگان حسد می ورزد و از سرنوشت و شکل کالبدش خشمگین است.
.می اندیشد :من منفورترین موجوداتم ؛ زشت وکریه ومحکوم به خزیدن
بر روی زمین .
اما یک روز، مادر طبیعت از کرم می خواهد پیله بتند کرم یکه می خورد
پیش از آن هرگز پیله نساخته ، گمان می کند باید گور خود را بسازد و
آماده مرگ می شود. هر چند از زندگی خود تا آن لحظه ناخشنود است .
به خدا شکوه می برد .خدایا ، درست زمانی که سرنجام به همه چیز
عادت کردم ، اندک چیزی را که دارم ، از من می گیری .
خود را نومیدانه در پیله حبس می کند و منتظر پایان می ماند ...
چند روز بعد ، در می یابد که به پروانه ای تبدیل شده ، می تواند به
آسمان پرواز کند و بسیار تحسین اش کنند . و از معنای زندگی و بر
نامه های خدا شگفت انگیز شد.
خداوندا در اين سالي كه در پيش است نمي دانم چه تقديري مرا فرموده اي ليكن در آغاز فروغ روشن سالي كه مي آيد كمك كن تا رها سازم ز خود من كوله بار يك هزارو سيصدو افسوس هزارو سيصدو اندوه خدايا مهربانم كن تو چشمان مرا با نور خود بگشا تو لبخند رضايت را عطايم كن تو اي نزديك تر از من به من اينك مرا درياب پناهم ده حبيبا قدردان خوبيم فرما تو گرداننده دل ها و چشمانم تو اي تدبير بر هر روز هر شامم تو چرخاننده احوال اين دنيا بگردان حال من را سوي آن حالي كه مي داني خداوندا نمي دانم چه تقديري مرا فرموده اي اما بر مردمان خوب اين وادي عطا فرما هزار اميد هزارو سيصد آگاهي هزارو سيصدو هشتاد بهروزي هزارو سيصدو هشتادو پنج لبخند زيبا را برگرفته از مجله موفقيت از وبلاگ نبض طبیعت
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال این اولین باریه که امسال دارم توی وبم می نویسم.اول سال نو رو ب همه خواننده های وبم تبریک می گم. پارسال نوشتم که از این به بعد هر ماه هر کتابی رو که خوندم در وبم می نویسم .درست یادم نیست ماه گذشته چه کتابایی خوندم اما یادمه ،شهادت،یک جلوش تا بی نهایت صفر ها ،و چند فصل از هبوط در کویر را خوندم.اما یک جلوش تا بینهایت صفرها که خیلی هم کم بود محشر بود. راستی هنوز پایه ی کلاس فرانسوی هستم .وهمین طور رانندگی. خدایا امسال رو به خیر بگذرون.
|
About
و من مسافرم ای باد های همواره Archives88/09/01 - 88/09/3088/08/01 - 88/08/30 88/07/01 - 88/07/30 88/04/01 - 88/04/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 85/05/01 - 85/05/31 85/04/01 - 85/04/31 85/03/01 - 85/03/31 85/02/01 - 85/02/31 85/01/01 - 85/01/31 84/12/01 - 84/12/29 Links
طیبه |